[singlepic id=1017 w=320 h=240 float=center]

صد سال پیش در پانزدهم ژانویه سال ۱۹۰۸ ادوارد تلر (Edward Teller) متولد گردید، مردی که او را پدر بمب هیدروژنی ‌نامیده اند.

زندگی ادوارد تلر نمادی از تلفیق دانش و سیاست در قرن بیستم بوده است، قرنی که دو جنگ جهانی در آن انجام شد.

در مورد مردانی مثل ادوارد تلر که در تاریخ پرفراز و نشیب قرن بیستم نقش مهمی داشته‌اند، به سختی می‌توان قضاوت کرد. او از معدود دانشمندانی است که از نظر عده‌ای، عرصه‌ی دانش دیگر ستاره‌ای مثل او نخواهد داشت و از نظر عده دیگری، بهتر بود که تاریخ بشریت اصلا مردی مثل او را تجربه نمی نمود!

ادوارد تلر در بوداپست، پایتخت مجارستان، در یک خانواده‌ یهودی ثروتمند متولد شد. پدرش از وکلای معروف و مادرش پیانیست بود و شش ساله بود که ولیعهد اتریش در سارایوو ترور شد.

تلر بعدها در مصاحبه‌ای گفت که خوب به خاطر دارد که پدر و مادرش هنگام نهار در مورد ترور ولیعهد صحبت می‌کردند. او با اینکه شش سال بیشتر نداشت، مطمئن بود که این حادثه به جنگی وحشتناکی ختم خواهد می شود. ترور ولیعهد اتریش در سارایوو بهانه ای برای آغاز اولین جنگ جهانی شد.

پس از جنگ جهانی اول، تلر درحالی که هجده ساله داشت مجارستان را به قصد آلمان ترک کرد. دلیل این سفر بی‌بازگشت، تشدید قوانین یهودی ستیز در مجارستان بود که امکان ادامه تحصیل را برای آدم با استعدادی مثل او را غیر ممکن نمود زیرا دانشگاه‌های مجارستان متقاضیان یهودی را نمی‌پذیرفتند.

او در دانشگاه لایپزیگ آلمان وارد رشته فیزیک گردید و  بیست ‌ و سه ساله بود که پایان نامه دکترای خود را درمورد فیزیک کوانتوم نوشت و هم زمان در مرکز تحقیقات فیزیک هسته‌ای این دانشگاه مشغول کار شد. اما در فاصله آن سالها زندگی در آلمان هم بر یهودیان سخت شد.

ادوارد تلر مانند بسیاری از دانشمندان برجسته آن دوره، آلمان را ترک نمود و پس از اقامت کوتاهی در انگلستان و سپس دانمارک در سال ۱۹۳۵ برای همیشه به کشور آمریکا رفت.

آمریکا با آغوش باز پذیرای نابغه‌های آواره ای همانند او بود. دانشگاه جورج واشینگتن، تلر بیست ‌و هشت ساله را برای تدریس در رشته فیزیک کوانتوم دعوت به همکاری کرد. ورود به آمریکا آغاز راهی هموار تا صعود به قله‌‌‌های موفقیت در رشته فیزیک اتمی برای تلر بود.

در آن سالها اروپا درگیر جنگ جهانی دیگری بود و دانشمندان مهاجری مثل آلبرت انیشتین، هانس بته Hans Bethe، لئو سیلارد Leo Szilard و ادوارد تلر که به آمریکا پناه برده بودند به دولت آمریکا هشدار دادند که بعید نیست دولت نازی آلمان بمب اتمی داشته و از آن استفاده نماید.

ادوارد تلر که یکی از فیزیکدانان مورد اعتماد دولت آمریکا بود، همان زمان با پروژه سری دولت آمریکا برای ساخت بمب هیدروژنی همکاری می‌کرد و او در واقع طراح اصلی این پروژه عظیم بود.

تلر در روز شانزدهم ژوئیه سال ۱۹۴۵ هنگام تست اولین بمب اتمی آمریکا در صحرایی نیومکزیکو حاضر بود و بعدها در مصاحبه‌ای گفت « لحظه انفجار، مرگ را با چشمانم دیدم.»

در حالیکه ادوارد تلر به دیدن مرگ افتخار می نمود، آلبرت انیشتین و جمعی از فیزیکدانان برجسته مقیم آمریکا مخالفت جدی خود را با ساخت سلاح‌های اتمی به دولت آمریکا اعلام نمودند و این مخالفت سود چندانی در پی نداشت. دولت آمریکا با در اختیار داشتن دانشمندانی مثل تلر پروژه‌ نظامی خود را دنبال کرد.

تلر در دهه پنجاه مدیریت طرح حفاظتی را بر عهده گرفت که بنا بر ادعای خودش در صورت بروز جنگ، امنیت جان نود درصد از آمریکایی‌‌ها را تضمین می‌نمود و بعد از این طرح، پروژه دیگری را آغاز کرد که هدف آن ساخت کانالی مثل کانال پاناما در سرزمین آلاسکا بود، آن هم با انفجار هسته‌ای که بخشی از سرزمین آلاسکا را از بین می برد و این پروژه هرگز عملی نشد به دلیل اینکه تلر با متقاعد کردن رئیس جمهور وقت، مشغول طرحی شد که آمریکا را در صورت حمله فضایی‌ها از خطر نابودی نجات می‌داد.

ادوارد تلر هر چه در عرصه سیاست محبوبتر می‌شد از دانشمندان هم دوره‌ای خویش فاصله بیشتری می‌گرفت تا جایی که ایساک رابی فیزیکدان برنده جایزه نوبل معتقد بود که تلر دشمن بشریت است و دنیا بدون او بی‌ترید بهتر از این خواهد بود.

داستان زندگی او الهام بخش یک فیلم کمدی تلخ به نام « دکتر عجیب ‌و غریب یا  چطور یاد گرفتم به بمب‌ها عشق بورزم.» بود که در سال ۱۹۶۴ ساخته شد.

تلر از مخالفان اصلی طرح ممنوعیت آزمایش سلاح‌های اتمی و از حامیان مهم پروژه‌های نظامی آمریکا بود. او از معدود دانشمندانی بود که از پروژه چتر حفاظتی رونالد ریگان در دوره جنگ سرد، در دهه هشتاد میلادی دفاع ‌کرد.

ادوارد تلر در سال ۲۰۰۳ میلادی در سن نود و پنج سالگی زندگی را بدرود حیات گفت و مدت کوتاهی قبل از فوت او جرج‌ بوش دوم، تلر را از «برجسته‌ترین متفکران» تاریخ آمریکا معرفی کرد.

مردی که زندگی‌اش را وقف حفظ امنیت ملی سرزمینی کرد که در سال‌های آوارگی‌اش وطن او گردید، آن هم با ساخت بمب هیدرژنی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × سه =