اوضاع مجارستان و اروپای شرقی از دیکتاتوری یانوس کادار تاکنون

تاریخ کشور مجارستان,درباره مجارستان

[singlepic id=75 w=320 h=240 mode=web20 float=center]

در نهم دسامبر 1961 يانوس كادار با حفظ سمت دبيركلي حزب بار ديگر نخست‌وزير شد و به اين ترتيب احب اختيار مجارستان شد. قيام مجارستان گرچه در اين كشور سركوب شد ولي آثار خود را در كشورهاي اروپاي شرقي به نحوي موثر باقي گذاشت، در چكسلواكي، به ديكتاتوري «آنتوني نووتني» (Antoni Novothny) پايان داده شد و «الكساندر دوبچك» (Alexander Dubcek) با آوردن تز سوسياليسم انساني، جنبشي تحت عنوان بهار پراگ ايجاد كرد.

با آنكه اين جنبش با نيروي قهريه پيمان ورشو مانند ورشودر مجارستان سركوب شد ولي انعكاس آن در كشورهاي اروپاي شرقي بسيار شديد بوده چون در لهستان نيز جنبش همبستگي كارگران به رهبري «لخ والسا» (Lech Walesa)، باعث تضعيف ديكتاتوري «گومولكا» (Gomulka) دبيراول حزب كمونيست لهستان شد.

با روي كار آمدن گورباچف در شوروي و بي‌رنگ شدن سوسياليسم در آن كشور و توجيه او جهت دادن آزادي به مردم اروپاي شرقي و اين‌كه مردم اين كشورها هر راهي را كه مي‌توانند انتخاب كنند، به اين نتيجه منجر شد كه در اواخر دهه 1980 رهبران كمونيست يكي پس از ديگري از سمت‌هاي خود استعفا كردند و غيركمونيست‌ها مصدر امور كشور شدند.

مثلا وحدت آلمان تحقق يافت و «اريش هونكر» (Erich HONECKER) تحت بازداشت قرار گرفت و مدتي بعد آزاد شد ولي به علت بيماري درگذشت. در روماني نيكلاي چاوشسكو وفادارترين فرد به حزب كمونيست دچار شورش مردمي و سپس كودتاي ارتش شده و تيرباران شد.

در يوگسلاوي بعد از مرگ تيتو، نغمه تجزيه‌طلبي از هر سو به گوش مي‌رسيد. در آلباني جانشينان انور خوجه كه مي‌خواستند به كمونيست استاليني وفادار باشند در مقابل خواسته‌هاي مردم مجبور به استعفا شدند.

در مجارستان تحولات بسيار سريع پيش مي‌رفت. اين كشور اولين كشوري بود كه با خارج شدن از پيمان ورشو، بنيان آن را سست كرد.

منابع:

تاريخ جنگ سرد، آندره فونتن، عبدالرضا هوشنگ مهدوي؛ نشر نو، تهران 1346.

گاهشماري اروپاي شرقي جلد اول قاسم صنعوي، تهران، وزارت خارجه، 1371.

تاريخ فلسفه سياسي، بهاءالدين پازدرگاد، تهران، زوار، تهران، 1339.

كتاب سال كيهان، تهران، 1349.

اوضاع مجارستان و اروپای شرقی از دیکتاتوری یانوس کادار تاکنون
به این مقاله تحصیلی امتیاز دهید

پاسخ دهید